فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٩٦ - شرح فاعل بالرضا بودن نفس
عبارات مزبور اشاره است به دو قسم از اقسام هشتگانه فاعل يعنى فاعل بالرّضاء و
فاعل بالتّجلّى.
شرح فاعل بالرّضا بودن نفس
نفس انسانى هم نسبت بصور و هم نسبت بقواى جزئيّه فاعل بالرّضاء
است:
امّا نسبت بصور: بجهت اينكه صور علم نفس محسوب شده و نفس در علم
به آنها محتاج بصور ديگرى نيست.
و امّا نسبت بقوى: حاصل دليلى كه مرحوم مصنّف بر اين مدّعا اقامه
فرموده اين است:
علم نفس بقوى علم حضورى است يعنى در علم بقوى محتاج بواسطه و
صورتى نيست زيرا در صورت حصولى بودن از سه حال خارج نيست.
١- آنكه صور قوى در قوّه عاقله مرتسم شود.
٢- آنكه صور آنها در نفس قوا نقش بندد.
٣- آنكه در غير اين دو محقّق شود.
و هيچكدام از اين سه صحيح نيست.
امّا اوّل: زيرا قوله عاقله مدرك كلّيّات بوده و اساسا جزئيّات را بدون واسطه
درك نمىكند و لازمه اين فرض آنستكه قواى جزئيّه در مقام ادراك كلّى باشند و
حال آنكه چ نين نيست زيرا نفس از اين قوى بصورت آلات جزئيّه استفاده
مىنمايد.
امّا دوّم: علّت بطلانش را مرحوم مصنّف دو امر مىداند:
١- معناى ارتسام قوى در نفس قوا اينست كه نفس قوى را آلت ادراك
خودشان قرار داده و آنها را در انتقاش صورشان استعمال كند چ نان چ ه احيانا آنها را
وسيله ادراك غير قرار مىدهد و بديهى است كه نفس در اين استعمال بايد عالم به
آن و به آلات آن « قوى » باشد پ س نفس در علم بقوى « بمعناى ارتسام صور» محتاج